توجه : بیننده محترم این یک سایت تبلیغاتی عمومی و مربوط به فروشندگان مختلف است و در هر کالا یا صفحه ای از سایت اگر کوچکترین مشکل یا تخلفی مشاهده نمودید لطفاً مراتب را از طریق لینک « گزارش تخلف » اطلاع دهید تا در اسرع وقت پیگیری و با فرد متخلف برخورد شود و کالا و توضیحات وی نیز حذف شود و در صورت نیاز مشخصات فرد متخلف به مراجع قانونی ذیصلاح اعلام شود.
از همکاری شما در جهت سالم سازی فضای کسب و کار اینترنتی صمیمانه متشکریم


جستجو



بازه قيمت :
~   تومان



  

گروه محصولات

    محصولات تصادفي

    • ثبت نام همكار تبليغاتي
    • رهگيري سفارش

    مترسک مزرعه آتشین

    كد كالا: 981
    قیمت: 12,500 تومان

    پدیدآورنده: داوود امیریان

    امتياز اين محصول
    0 امتياز

    درباره کتاب:
    عنوان: مترسک مزرعه آتشین
    نویسنده: داوود امیریان
    ناشر: انتشارات کتابستان معرفت
    شابک: 1-1-94160-600-978
    قطع: پالتویی
    طرح جلد: شومیز
    نوبت چاپ: اول/1393
    تعداد صفحات: 224 صفحه
    شمارگان: 2000 نسخه
    این اثر یادآوری خاطرات کودکی‎ها و اتفاقات دوران مدرسه است و بازتاب حسی و تجربی آن در اتصال با رشادت‎هایی که در حساس‎ترین وقایع روزهای سخت دفاع مقدس که بروز مردانگی شخصیت داستان از نوجوانی رنجور و ضعیف، مخاطب را متحیر و شیفته می‎سازد.
    تمامی ظرافت نویسنده‎ی این داستان، در شیفتگی مخاطب برای دنبال نمودن وقایع، متأثر از حواس ملموس با داستان است که این اثر را جذاب ساخته است.
    در بخشی از این داستان که مربوط به حضور او در شب عملیات و میدان مین است می خوانیم: «خمیده خمیده حرکت می کنیم. به یک دشت می رسیم. در تاریکی به سختی حلقه های سیم خاردار را می بینم. علی رضا و دایی عزت سیم خاردارها را با احتیاط می بُرند. من و احسان دو طرف سیم خاردار بریده شده را می گیریم. علی رضا و دایی عزت جلو می خزند و کاردشان را تو زمین فرو می کنند. با اشاره علی رضا، من و احسان سینه خیز در حالی که هنوز سیم خاردارها را نگه داشته ایم، جلو می رویم. علی رضا دو طرف سیم خاردارها را به هم گره می زند. بعد با دایی عزت تندتند مین ها را خنثی می کنیم و جلو می خزیم. ناگهان یک منور در آسمان روشن می شود. هر چهار نفر به زمین می چسبیم. نفس در سینه ام حبس می شود. صورتم را در خاک فرو می کنم. بوی خاک در مشامم می پیچید. چند لحظه بعد منور خاموش می شود. دوباره حرکت می کنیم. حواسم است که دستم به سیم تله ای گیر نکند. سمت چپم پر از انواع مین های منور جهنده است. می دانم اگر یکی از مین های جهنده عمل کند، به هوا بلند شده و تا چند متر اطرافش ساچمه پرتاب می کند. به یک کانال می رسیم. حالا چشمانم به تاریکی عادت کرده است ...»

    برچسب محصول